قرار پارک آب و آتش

سلام به همه مامانای گل و مهربون ایرانمهری

 حالتون چطوره؟؟؟؟؟

 ایشالا که همگی شاد و سلامت و خوش و خرم باشید...

 راستی حواستون هست که یه سالی میشه خارج از محدوده اکباتان قرار دسته جمعی نگذاشتیم و همدیگر  رو ندیدم

 منکه اونقدر مشغول و گرفتار بودم که توی برنامه های این مدت که به لطف فرح عزیز و بقیه دوستان نازنین هماهنگ شده بود هم کمرنگ بودم

 حالابرای اجتناب از محو شدن البته با اظهار علاقه بعضی از مامانی دوست داشتنی و یادآوری خاطره برنامه  پارک و آب و آتش پارسال میخواهیم دوباره پارک آب و آتش قرار بگذاریم

 با توجه به اینکه تازه بچه ها فانی نایت دور هم جمع بودن و میدونم همتون در تکاپوی استفاده بهینه از تعطیلات باقی مانده و احتمالا عروسی و مهمونی و مسافرت رفتن و شاید هم آماده کردن مقدمات سال تحصیلی جدید هستید بنابراین به پیشنهاد روشنک عزیز که پیگیری هاش دلیل این برنامه هم بوده می خواهیم قرارمون را بگذاریم برای اولین جمعه مهرماه یعنی پنجم مهر ماه

 پس قرار ما شد پنجم مهر ماه پارک آب و آتش کنار فواره ها

ساعتش هم باشه حدود سه تا هفت بعد از ظهر

 خوراکی هم هر کس به سلیقه و طبع دختر یا پسر گل خودش

 خوب دوستای گلم امیدوارم توی فرصت زیادی که دارید اون روز جمعه تون را خالی بگذارید تا سعادت باهم بودن را نصیب هم کنیم

 در ضمن ببخشید که این دفعه از تکنولوژی ایمیل و البته وبلاگ جهت اطلاع رسانی استفاده شد آخه اینهمه حرف را نمیشد توی پیامک جا داد

 شاید بعضی از عزیزان امکان استفاده از این ابزار را نداشته باشن و بعضی ها آدرسشون عوض شده باشه و یا آدرس بعضی ها رو نداشته باشم

 پس لطفا هر جا همدیگر رو دیدید این برنامه را  به هم یاداوری کنید تا کسی از قلم نیفته

تجدید دیدار

سلام به همه دوستیا گل و مهربونم

خوشحالم که بازم فوران احساسات گرم و صمیمانه همگی به یک دورهم جمع شدن دیگه اونم در کانون عشق و توجه منجر شد.... ممنونم که این بار هم با استقبال بی نظیر و همراهی فعالتون اشک شوق به چشمهای مهربونا آوردید و امیدوارم همونطور که خانم هدایتی عزیز قشنگی تجدید دیدار بیست سال دیگه بچه ها را به تصویر کشید خودمون شاهد عینی تحقق این رویا باشیم...

میخواستم از همه دوستای گلی که خیلی مسئولانه در اطلاع رسانی و هماهنگی مشارکت کردند و حمایت کردند تشکر کنم از لیلا جان مامان هستی رحیمی زاده از لیلا جان مامان شکیبا و از ملیحه جان مامان هستی زارع تیموری که زحمت هماهنگی دخترا و همینطور از پریچهر عزیز مامان بردیا و از هاله نازنین مامان نیکان زحمت هماهنگی پسرها را بعهده گرفتند و خیلی زیبا برگزاری مراسم را ممکن کردند... همینطور از مامان رانای نازنینم هم که بی نهایت سپاسگزارم که در آخرین لحظاتی که نظر تهیه کارت هدیه به بن بست مخالفتی خورده بود قبول زحمت کرد و رفت خیابان ویلا و اون تابلو ی زیبا را خریدند همینطور زحمت سفارش و خرید شیرینی را هم عهده دار شدند...

میخواستم خواهش کنم که به قول مامان سوگل عزیز یادمون بمونه که هدف دور هم بودن از هر حاشیه دیگه ای مهم تر و با ارزش تره پس اگه در کنارش برنامه ای قراره هماهنگ بشه در درجه دوم اهمیت قرار داره و نباید بابتش اونقدر سختگیری بشه که خود برنامه اصلی را تحت الشعاع قرار بده و اجراش را مشکل کنه ... خدا را شکر دوستای گلم مثل همیشه با همراهی فعالشون این واقعیت را در عمل هم نشون دادند... و امیدوارم برای دفعات بعد هم همینطور باشه ...و دیگه اینکه اگه نظری داریم خوبه که نظرمون را منتقل کنیم مثل مامان گل رانای عزیز که خیلی قشنگ با توضیحات زیبا ما را قانع کردند که خرید صنایع دستی برای تولد و تشکر از لطف خانم هدایتی مناسب تره و این مهم اتفاق افتاد و یا مامان هستی زارع تیموری عزیز که توی مراسم هممون را قانع کردند که خوبه بابت حضور گرم همکارها مبلغی هم به عنوان برکت و تحت عنوان عیدی جمع بشه ... که خدا رو شکر به خوبی انجام شد...

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

دیدارها تازه می گردند

سلام به همه دوستای گل و مهربون

خوب می بینید که پیگیری شما برای برگزاری یک برنامه دورهمی دیگه چقدر زود از طرف کائنات پاسخ داده شده...

طبق معمول سبب این خیر هم گلاره عزیز بود که طی یک رفع دلتنگی سوگل برای مربیای مهربون به این نتیجه منجر شد....اونجا گلاره عزیز با یادآوری خاطرات سال گذشته و دلتنگی بابت آش رشته های مهدکودک باعث به رحم اومدن دل خانم هدایتی عزیز و نازنین میشه و به این ترتیب خانم هدایتی عزیز پیشنهاد میکنه درصورت تمایل به برنامه آش رشته پنج شنبه دهم که با توجه به درپیش داشتن جشن های پایان سال مهد تنها زمان مناسب باقی مانده بود فارغ التحصیلهای سال گذشته ( یعنی ماها )به صرف آش رشته توی مهد دور هم جمع بشوند....

خدا میدونه که گلاره جان هر چقدر بابت کمک و سهیم بودن در هزینه ها اصرار کرده ولی خانم هدایتی عزیز به هیچ عنوان نپذیرفتند و با شور فراوان حضور جمع گرم و دوست داشتی ما (چقدر از خود راضی هستیم ما) را خواستار شدند... با توجه به اینکه تلفن بنده تمام مدت اشغال بوده گلاره عزیز در فرصتی که داشته با مامان رانای نازنین صلاح مشورت میکنه و بعدش هم با مامان مانی عزیز که حضور و نظرشون را مطمئن بشه.... ظاهرا مامان رانای عزیز به هم زمانی تولد خانم هدایتی در اسفند ماه اشاره میکنه و با گلاره جون به این نتیجه میرسند که در صورت موافقت جمع خوبه که به رسم تشکر و همینطور قدردانی هدیه ای برای خانم هدایتی تهیه کنیم... بعد از این ها گلاره جون موفق میشه منو پیدا کنه و برنامه رو بهم اطلاع بده ... بعد از کمی همفکری بابت اینکه هدیه را به رسم از سیاه درآوردن خانوداه محترم هدایتی تهیه کنیم یا به مناسبت تولد باشه و با برای مهد در وحله اول دونفری به این نتیجه رسیدیم که خوبه برای تولد خانم هدایتی هدیه تهیه کنیم...

امروز هم که همگی در جریان موج استقبال خودتون برای شرکت در برنامه بودید .... اول سرگروه ها یدر جریان قرار گرفتند با توجه به اینکه خودم توی همایش بودم خیلی امکان صحبت تلفنی نداشتم به لطف سرگروه ها خیلی زود موج وسیع اطلاع رسانی همه گیر شد و بعد از اخذ نظرات چندتا از دوستان به این نتیجه رسیدیم که بهتره هدیه ای به رسم یادبود قابل استفاده در مهد کودک تهیه بشه تا همیشه به یادگار بمونه

بعضی ها پیشنهاد تابلو فرش دادند بیشتریا با صنایع دستی موافق بودند ... به این ترتیب تصمیم گرفتیم گل نقره داخل قاب یا رومیزی ترمه بگیریم ... عصری هم با مامان ستاره و سروشا توی پاساژ به مغازه های صنایع دستی سر زدیم ... گل نقره بستگی به وزن گل از صد و بیست تومان تا صد و نود تومان میشد و رومیزی ترمه هم بسته به بافتش از صد و بیست تا سیصد تومان داشت ... حالا با توجه به اینکه تا این لحظه حدود سی نفر اعلام آمادگی کردند.... فکر کنم با نفری پنج تومان بتونیم هدیه مورد نظرمون را بخریم....

ممنون گلاره عزیزم که واسطه این دیدار دوست داشتنی و خاطره انگیز شدی... و بعد از مامان هستی های عزیز مامان شکیبا مامان نیکان نازنین و مامان بردیای مهربون که نقش اصلی در اطلاع رسانی را به عهده داشتند متشکر و سپاسگزارم...

پس پنج شنبه دیگه یعنی دهم اسفند ساعت دوازده ظهر در مهدکودک روی ماه همتون را می بینم...

پيشنهاد سرمايه گذاري جهت خريد فضاي مناسب

دوستاي عزيزم سلام ؛

ديديم براي عملي كردن پيشنهاد تولد هزينه جا زياد ميشه . برآن شديم تا پيشنهاد سرمايه گذاري جهت خريد فضاي مناسب را بدهيم تا هر جشني خواستيم بگيريم جا داشته باشيم . با توجه به مشورت با يك وكيل آشنا در حال حاضر سند ها بصورت تك برگ صادر ميشه. پس اگر ملكي خريداري شه و فرض را بر آن بذاريم كه ۲۰ نفر مشاركت كنند براي اين ملك ۲۰ سند بصورت جداگانه با قدر و سهم مشخص صادر ميگردد كه هر نفر مالك يك بيستم از شش دانگ ملك ميباشد.

با توجه به اينكه اين ملك ارزش افزوده پيدا خواهد كرد علاوه بر استفاده بهينه از آن حتي ميتوان استفاده هاي ديگري جهت افزايش سرمايه از آن نمود.

نظر شما مادر پدرهاي عزيز جهت مشاركت در اين سرمايه گذاري رو ميخواهيم لطفا"‌لايك كنيد تا همه با هم اين پروژه رو ببريم جلو . اميدوارم اگر بصلاح همه هست كه مطمئنا " هست اين مهم اتفاق بيافتد. بنده فقط پيشنهاد دهنده ميباشم و با كار گروهي و تيمي خودتان هر چيزي امكان تحقق يافتن پيدا ميكند.

دوستدار شما و گروه دوستانه و صميمي 

 

  

 

تشکر ویژه از سمیرا جون

سمیرا جون چون نظر خیلی از مامان ها رو میدونم بر خودم لازم دونستم که از طرف اکثریت مامانا از تو نازنین تشکر ویژه کنیم از :

توئی که پیشنهاد وبلاگ رو دادی و نذاشتی این جمع متفرق شه تو ذره ذره این عشق ها را بهم وصل کردی تا اینی شد که انصافا" خودمون رو متحیر میکنیم.

و باز هم توئی که پشتمون گرمه تا پیشنهاد های مفید و سازنده را جامه عمل بپوشانیم.

و باز هم توئی که اینقدر روون مینویسی و اینقدر روون پیش میبری.

و باز هم توئی که دنیات اینقدر بزرگ که حتی ریزترین مسائل از نگاه تو دور نمیمونه.

هرچه همه خوبان دارند تو یکجا داری مرسی که هستی و باز هم مرسی که برای ما هم هستی خداوند هستی ات را روشن نگه دارد

ما همگی دوستت داریم و دعاگو یت هستیم

خدا قوت عزیز و دوست داشتنی ما. 

 

 

 

جشن تولد گروهی برای متولدین هر ماه

سلام دوستان گرامی و همیشه همراه

باسلام و ضمن تشکر از حضور گرم و صمیمی همه عزیزان بنظر من هر پیشنهاد خوب و سازنده رو با کمی تلاش و همکاری هم و بخصوص با داشتن نازنینی مثل سمیرا جون میتونیم جامه عمل بپوشانیم برای همین میخواهم یه پیشنهاد دیگه بدم اگه بنطر اکثریت خوب اومد با تلاش و همکاری هم و با حضور دلگرم کننده امان این محافل جشن را برای دلبندانمان وخودمان انجام دهیم.

 پیشنهاد من جشن تولد گروهی برای متولدین هر ماه :

اگه بتونیم یک فضای سربسته مناسب پیدا کنیم که برای مثال آخرین پنج شنبه هر ماه ساعت 8-4 جشن تولد برای متولدین همون ماه بگیریم. برای هدیه تولد بچه ها هم مبلغ معینی تعیین کنیم . مثلا" برای هر بچه مبلغ 1 دلار جهت هرخانواده که بسته به ارزش پول تعیین شود. برای پذیرایی هم کیک و پاستیل ................  همه موارد باید ازقبل تعیین شود. چون برنامه با پیشنهادات شما عزیزان هر جوری که ثابت بشه  حداقل برای یک دوره یکساله غیر قابل تغییر میباشد.

 تمام پیشنهادات روز و تاریخ فرضی میباشد و با استقبال و رای و نظر شما عزیزان کامل خواهد شد.

دوستدار شما و دوستدار فضای گرم و صمیمی برای فرزندانمان و خودمان تا یادمان بماند که همیشه برای هم خواهیم بود و در این جامعه پرآسیب فضای سالم برای فرزندانمان ایجاد کنیم.  

با تشکر

فرح

زنده باد ایرانمهر و ایرانمهریا

سلام دوستای گلم

واقعا نمیدونم چطوری عمق و بزرگي احساس و عشقي كه با وجود شما و جريان جاري انرژي مثبت حاصل از حضورتون دارم را به خوبي بيان كنم همينقدر بگم كه از اينكه همتون رو ديشب توي مهد ديدم بي نهايت شاد شدم.... توي زمونه اي كه كمرنگ شدن دوستيها و سنگ شدن دلها بسیار شايع شده و تهديدي جدي براي معرفت و انسانيت محسوب ميشه، وجود ارزشمند مهربونايي مثل شما كه با هر تلنگري احساسات قشنگ و عاطفه پاك سرشارتون را جاري ميكنيد و اطرافتون رو پر از عشق ميكنيد گنج كميابي كه بايد قدرش را دونست و همينطور وجود آدمهاي بزرگي مثل خانم هدايتي و خانم قریشی و كادر توانمند و هميشه همراه مهد كودك ايرانمهر كه با بزرگواري تمام پذيراي اين جمع بودن موهبتيه كه بايد بابتش هزار بار خداوند را شكرگزار بود... الهی خداوند توفیق بده که اين دوستيها با دوام و ادامه دار باشه ...

حالا ممنونم از همه دوستاني كه هر كدوم با محبت و عشق فراوان يك گوشه از اقدام گروهي شب گذشته رو به عهده گرفتند و دورهمي به اون قشنگي و خوبي را برگزار كردند...

 اول از همه از خانم هدایتی و قریشی که خیلی بی منت حضور بچه های فارغ التحصیلشون را با شکوه تر از همیشه پذیرا شدن و منتی به این بزرگی و ارزشمندی بر سر ما گذاشتن که محبتشون به هیچ وجهی قابل جبران نیست

و همینطور دوستاي گلي مثل فرح مامان آرتين عزيز كه براي اين برنامه پيش قدم شدن و پيشنهاد قشنگشون رو به گوش حساس ما رسوند...

دوستاي گلي كه جهت هماهنگي هوشمندانه زحمت ارسال اطلاعات و برنامه ها را به بقيه دوستان ميكشيدند مثل فرح مامان آرتين عزيز،مليحه مامان هستي جان ،  پريچهر مامان برديا جون ،اعظم مامان احسان جان، ليلا مامان شكيبا جان، ليلا مامان هستي جان

دوستاي گلي كه اونقدر دلشون پاك بود كه از حالا به فكر درآوردن لباس عزا از تن مينا جون بودن و خريد لباس را به رسم يادگاري و همدلي پيشنهاد كردن مثل روشنك مامان روژان عزيز كه متاسفانه به دليل ماموريت توي جمعمون حضور نداشت ، مهدیه مامان رانا جون، ندا مامان هستي عزيز ، ليلا مامان شكيباي نازنين، ليلا مامان هستي دوست داشتني... و بقيه­اي كه به محض مطرح شدن پيشنهاد با استقبال گرمشون باعث دلگرمي و قوت قلب بودن

 ندا جون مامان هستي نازنين كه بابت خريد ژاكت وقت گذاشت  با وجود بیماری هستی گل با تمام وجود همراه شدند...

گلاره مامان سوگل نازنين كه هم برای صحبت با خانم هدایتی درخصوص کسب اجازه برای حضور در مهد پیش قدم شد و زحمت کشید هم از كارش زد و مرخصي گرفت و رفت هايپر براي خريد پاستيل ها و هم امروز برای تقبل هزینه های پیش آمده در مهد از جمله حضور عمو سارنگ خدمت خانم هدایتی بودند گو اینکه خانم هدایتی آنقدر بزرگواری کردند که هیچ مبلغی را عنوان نکردند...

مهرنوش مامان ايلياي عزيز كه زحمت خريد جعبه شكلات به اون قشنگي و شكيلي را كشيدند

مليحه جون مامان هستي نازنين كه بادكنكها را خريدند و آوردند مهد كودك

ماماناي گلي كه براي باد كردن باد کنکها و تزئيين سالن زودتر خودشون را به مهد رسوند و با آوردن لوازم كمكي مثل تلمبه باد حسابي زحمت كشيدند مثل مليحه مامان هستي عزيز، ليلا مامان هستي گل، پريچهر مامان برديا جون، مهرنوش مامان ايليا جون، گلاره مامان سوگل ناز و ليلا مامان شكيباي نازنين و خيلي هاي ديگه كه چون خودم زودتر رفتم هانا رو از كلاس زبان بگيرم بيارم از ذهنم رفتن بيرون

منم كه قرار بود كيك بگيرم ديروز بعد از گشت و گذار توي شيريني فروشي­هاي سر راهم در نهايت به پيشنهاد فوق العاده عالي فرح جون به شيريني فروشي كندو توي بلوار فردس غرب هدايت شدم و در نهايت تعجب ديدم حاضرن ساعت يك ظهر براي ساعت چهار و نيم كيك سفارش بگيرن و اين ممكن نميشد جز با حمايت نيروهاي الهي اونم به واسطه پاكي قلب ماني عزيز مهربون .....لازمه بگم طرح ماشين مكويين هم پيشنهاد فرح عزيز بود...

و دست آخر هم كه هاله مامان نيكان گلم زحمت تحويل گرفتن كيك و آوردن اون به مهد كودك را كشيدند و فرح عزیز که مینا جون و مانی جون را برای اومدن به مهد همراهی کردند كه بي نهايت از همشون سپاسگزارم...

و هماهنگی غیر متظره ای که اتفاق افتاد و براي خودم هم جالب اومد مسئله اهدا جعبه شكلات به خانم هدايتي بود. وقتي مهرنوش جون و فرح جون توي اون شلوغي جمعيت درمورد نحوه دادن جعبه شكلات صلاح مشورت میکردن به اين نتيجه رسيديم كه جبران لطف پذيراي اين جمعيت بودن با يك جعبه شكلات خشك خالي كمي مايه خجالت يا حتي دور از ادب باشه از اونجايي كه توي انجام اين برنامه حضور و حمايت خداوند محرک اصلی بود... اون وسط يك سكه نيم گرمي پارسيان به صورت خيلي اتفاقي توي كيف يكي از مامانا پيدا شد كه پس از مشورت گرفتن با چند تا از دوستاي گل كنار جعبه شكلات قرار داده و اهدا شد هرچند خيلي كوچيك و ناقابل بود ولي به نظرم از هيچي بهتر بود...

و متشكرم از همه مامانايي كه با حضور گرمشون اصل بار اين برنامه رو به دوش كشيدند... يعني حضور دلگرم كننده شون و فيدبك­هاي مثبت و انرژي بخششون گاهاً با اس ام اس و تلفن و همينطور اظهار آمادگي و پيشنهادهاي بی دریغشون براي هرگونه همكاري ... از جمله كريستينا مامان مايا جون، مامان ساينا جون، مامان رسا رستمي عزیز، مامان شايان نژاد معصوم عزیز كه جداگانه هم زحمت خريد يك شال براي مينا جون را كشيده بودند، ،  مامان فرداد فرج الهي عزیز، مامان ستاره جون، مامان سها جون، مامان سبا جون، مامان محمدرضا جون، مامان علی بهاری نیا عزیز، مامان ايليا گودرزي جان، مامان دريا ديار جون، مامان روژين جون، مامان روژان مجيد زنوزي جان، مامان ريحانه جان، مامان ماني نجف اوشاني گل، مامان ماني مرد آزاد عزيز ،  مامان اميرحسين جون، مامان علي الفت عزيز، مامان درسا حق پرست نازنین ، مامان رسا مصطفي زاده عزیز، مامان هليا زاهد مهر عزیز، مامان هستي نكوراد عزيز، مامان النا كريمي عزيز

و از فرح عزیزم هم متشکرم که با استیکرهای قشنگی که آورده بود همه بچه ها را سورپرایز کرد.

لطفا اگر قصوری از بابت تشکر از همکاری و حضورتون اتفاق افتاده بگذارید به حساب حافظه ضعیف و مشغولیت ذهنی و به بزرگواری خودتون ببخشید...و اینا گفتم فقط به این دلیل که شما بدونید نقشم این وسط به جز یک هماهنگ کننده کوچیک هیچی نبوده و همه کارها به لطف خودتون انجام شد...

اما قشنگ ترين قسمت اين برنامه اين بود كه همه اين حركت در كمتر از بيست و چهار ساعت هماهنگ شد و به اين رواني و آرامي و راحتي پيش رفت و به قشنگ ترين شكل خودش به نتيجه رسيد كه ايجاد شادي ولو براي لحظاتي، دقايقي، ساعتي، در چشماي ماتم زده و دل مهربون كوچيك ماني نازنين به دنيايي مي ارزيد...

ميناي گلم با این حضور ميخواستيم بهت بگيم با همه  وجود سنگيني بار غم غير منتظره اي كه روي شانه هاي ظريفت گذاشته شده را حس ميكنيم و از صميم قلب در غمت شريك هستيم ...

 

در ادامه مطلب چند تا عکس میگذرام  و هزینه ها

ادامه نوشته

تولد مانی جون

سلام

من خیلی خوشحالم که اینقدر دوستای مهربانی دارم که در همه حال فکر بقیه هستند.

از خدا برای مینا جون ایمان قوی میخوام تا بتونه براحتی مشکلات بعد از اینه زندگیشو حل کنه

و حالا چند تا عکس از تولد:

 

ادامه نوشته

تولد مانی

سلام به دوستای گلم

خیلی از دوستای خوب در مورد سرمای هوا و بارندگی احتمالی روز پنج شنبه اظهار نگرانی می کردند همینطور که توی پست قبل هم نوشته بودم دنبال یه فضای سربسته برای دور هم بودن هم میگشتیم ... چندتا پیشنهاد هم بود ولی هیچکدام به اندازه حضور دسته جمعی در مهدکودک و تجدید خاطرات قشنگ اونجا جذابیت نداشت اما این برای من که بیشتر به یک رویا می مونست.... تصور اینکه با حضور دسته جمعی اینهمه بچه و مامان توی مهد اونم برای تولد موافقت بشه تقریبا غیر ممکنی بود که به لطف بزرگواری خانم هدایتی و خانم قریشی عزیز ممکن شد. یعنی اتفاق افتاد و مدیران مهد ایرانمهر  یکبار دیگه حسن نیت و خوش قلبی خودشون را به هممون ثابت کردن....

خلاصه اینکه فردا ساعت چهار به رسم تولدهای توی مهد کودک قراره تولد مانی عزیز را جشن بگیریم ... قراره عمو سارنگ ارگ بزنه و بچه ها پاستیل بخورن و بازی بکنن و شاد باشن... فقط اینبار مامانا هم سعادت دارن که توی یک تولد مهدکودکی شرکت کنند...

خیلی از دوستان مثل مامان رانای گل مامان هستی ها و ....پیشنهاد دادن که برای مینا جون هم یه هدیه کوچک برای نشان دادن همدلی و درک عمیقمون بگیریم.... مامان هستی عزیز پیشنهاد یه لباس داد که جسارتا از مینا جان خواهش کنیم با اینکه زوده ولی حداقل در مقابل مانی سیاه تن نکنه....خلاصه اینکه با مامان یه هستی دیگه یه ژاکت بنفش گپ خریدیم ...

بعضی ها پیشنهاد دادن همگی با هم یک هدیه درست حسابی تر برای مانی بگیریم.... ولی بعضی ها با هیجان انگیز تر بودن تعداد بیشتر کادوها موافق تر بودن... خلاصه اینکه قرار شد هر کسی درصورت تمایل از طرف خودش برای مانی یه هدیه بگیره....

قراره مامان سوگل جون زحمت آوردن پاستیل را بکشه مامان آرتین جون پیشنهاد گرفتن بادکنک را داده ولی با توجه به اینکه داوطلب آوردن مانی و مینا جون هم هست فکر کنم زحمت بادکنک ها را به یه نفر دیگه بسپریم ...

ایشالا اگه خدا بخواد فردا سر راهم به منزل میرم شیرین فروشی مجلسی توی خیابان قرنی کیک بگیرم و شمع اگه کیک مناسبی نداشت اونوقت میاییم و از بال دی بال کیک میگیریم....

مامانای زیادی برای کمک اعلام آمادگی کردن که از همگی ممنونم.... شکر خدا تا اینجا همه چی به شکل معجزه آسایی خوب پیش رفت و مطمئنم فردا مهد ایرانهمر از فریاد آشنای شادی بچه های فارغ التحصیل کلاس اولیش غرق شعف و لذت میشه.... دیدن تک تکتون باعث شادی و افتخاره پس به امید دیدار

دورهمی فصل پاییز

سلام به دوستای خوب همیشه همراهم

اول از همه تشکر میکنم از حضور دلگرم کننده و تسلی بخشتون برای دلداری به دوست خوبمون مینا و مانی عزیز.... به خصوص ممنونم از مامان آرتین عزیز که زحمت سفارش تاج گل را دادند و مامان رسای نازنین که زحمت حمل گل به مسجد را کشیدند

همچنین سپاسگزارم از دوستای گلی که در تاج گل روز مراسم سهیم بودن یعنی شادان عزیز-شکیبا جون -هستی رحیمی زاده نازنین -هستی نکوراد دوست داشتنی- هستی مقنیان عزیز - هستی زارع تیموری عزیز -دریا و دیار دوست داشتنی -سوگل نازنین -درسای عزیز -روژین عزیز -سحر عزیز -رانای نازنین- ساینای خوشکل- هلیای عزیز- النای عزیز-  رسا جون - فرداد جون- ایلیا جون- آرتین جون

حالا به پیشنهاد بعضی از دوستان که به نوعی از حال و روز مینا جون مانی مهربون بیشتر خبردار هستند و یه جورایی نظر مساعد مینا جون را هم گرفتند قراره دوباره دور هم جمع بشیم و تولد مانی گل را با یه کوچولو شادی برگزار کنیم

چون فضای باز برای دور هم بودن بیشتر مورد استقبال بوده برای همین تصمیم گرفتیم همون برنامه پارک پردیسان را البته پنج شنبه دوم آذر داشته باشیم. این هفته جور نشد چون مینا جون این هفته کلی مهمون داشته و امکان بیرون اومدن براش میسر نبوده هفته بعد از تاسوعا عاشورا هم که دیگه خیلی از روز تولد مانی جون گذشته و دیر میشد و ظرف تحمل این پسر کوچولو نازنین یواش یواش لبریز شده و بودن با دوستاش توی یه جمع شاد خیلی میتونه حال و هواش رو عوض کنه....

خلاصه اینکه میخواهیم به مناسبت تولد مانی دور هم جمع بشیم.... اونم توی پارک پردیسان.... کروکی محل مورد نظر را حتما اینجا میگذارم....

 تا جائیکه یادم میاد اونجا فضایی مناسب برای دور هم بودن داره هم سر سبزه هم زمین صاف و مسطح برای دوچرخه سواری و اسکیت بچه ها داره هم یک شبه باغ وحش داره و هم اینکه خلوته ....

 ایشالا اگه هفته دیگه بارانی نباشه یک کیک میگیریم و یکی از آلاچیق ها رو بادکنک بارون میکنیم ... و مانی رو سورپرایز میکنیم

خواهش اول با کلی عذرخواهی و شرمندگی اینکه بهتره فقط مامانای گل با بچه ها حضور داشته باشند این یعنی بهتره برای عدم ایجاد حساسیت در ذهن مانی باباهای مهربون نیان البته فرح عزیز زحمت کشیدند و در اینمورد با یک مشاور و روانشناس مشورت کردن و بعد این نتیجه را گرفتند.

اگر کسی آمدن به پارک پردیسان سختشه میتونیم کنار مهد کودک قرار بزاریم و چند نفر چند نفر با هم بریم یا حتی یک اوتوبوس بگیریم به شرط اینکه تعداد کاملا مشخص باشه....

خواهش دوم اینکه برای اینکه این برنامه سنگین نشه و کسی به زحمت نیفته بهتره هر کسی ناهار و تغذیه برای خودشون بیاره برای اینکه هماهنگی هم وجود داشته باشه پس پیشنهاد میشه برای ناهار همه ساندویچ الویه یا کتلت بیارن و آبمیوه  - برای هله هوله همه پفیلا و چوب شور و البته به یاد مهدکودک پاستیل- برای میوه همه نارنگی و موز / سیب بیارن.... و البته هرکسی به اندازه خودشون....

فقط کیک و شمع و فشفشه و .... میمونه که کلی مامان مهربون داوطلب شدن برای سفارش و خرید کیک و هرکسی تمایل داشته باشه میتونه برای سهیم شدن در این مورد اعلام آمادگی کنه.... 

اگه پیشنهاد دیگه ای هم وجود داره حتما دوست داریم بدونیم .

مثلا اینکه اگه هوا بارونی باشه آیا موافقید که بریم یه جای سرپوشیده مثل سرزمین عجایب یا قلعه سحر آمیز و هر کسی سهم هزینه خودش را بپردازه ؟؟؟؟

دیگه اینکه همتون رو خیلی دوست دارم و از بودن کنار شما خداوند را بی نهایت شاکرم